تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

151

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

شىء مانند حركت من المغرب الى المشرق فاعل است و دائماً كار آن اين است ، و يا فاعله براى اشياء متناهيه است ، مانند قوهء فاعله در حيوان ، و يا فاعله براى اشياء غير متناهيه است ، مثل قوهء فاعلهء واجبهء خداوند براى تمام اشياء . تقسيم دوم براى قوهء فاعله اينكه : يا مبدأ افعال است و يا مبدأ فعل واحد است و هر يك از آنها يا در مبدئيت نسبت به فعل با شعور است يا عديم الشعور است . عديم الشعور از آنچه مبدأ فعل واحد است : يا قوام او به محل است و يا او مقوم محل است و قوام محل به اوست و آنچه مقوم است يا مقوم محل بسيط است و يا مقوم محل مركب است . پس اگر مبدأ افعال فاقد درك باشد نام آن قوهء نباتيه است و اگر صاحب شعور باشد نامش قدرت حيوانى است كه به صحت فعل و صحت ترك ، يعنى امكان فعل و عدم فعل تعريف شده است . اين تعريف قدرت حيوان است نه قدرت واجب ، خلافاً للمتكلمين كه اين را تعريف قدرت گرفته و گفته‌اند قدرت واجب را نيز شامل است . « 1 » و مبدأ فعل واحد اگر نسبت به فعل خود عديم الشعور نباشد ، بلكه صدور فعل از او از روى شعور باشد و فعلش بر يك وتيره و روش باشد نفس سماء است . و اگر مبدأ فعل واحد عديم الدرك و مقوم محل باشد طبيعت است ، مثل صورت ماء كه مقوم محل واحد ، يعنى مادهء ماء است و اين مبدأ مقوم محل صورت نوعيه است زمانى كه محل مركب باشد ؛ چنان كه در معادن و انسان و حيوان ، محل يعنى ماده مركب از عناصر است و صورت انسانيه مثلًا مقوم آن است . و اگر مبدأ فعل واحد عديم الدرك ولى مقوم محل نباشد ، بلكه متقوم به محل باشد عرض است ، مثلًا حرارت از حيث مبدأ بودن براى تسخن در شىء ديگر قوه است . چون توهم شد كه اين قوا در عالم صاحب اثر و فاعل مستقل هستند به طورى كه علت اشياء مىباشند ، « 2 » براى دفع آن فرمود : مبادى مقارن با مواد و لو به نحو تعلق - تا

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح مواقف ، ج 8 ، ص 49 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 89 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : شرح مواقف ، ج 8 ، ص 146 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 223 ؛ اسفار ، ج 6 ، ص 369 - 379 .